آواآوا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 2 روز سن داره

آوای دلنشین من

بازی 54

سی ماهگی آوا: گیتار درست کردیم با تعداد نامحدودی کش از انواع مختلف و یک جعبه خالی.   کلی نواختی و من لذت بردم دختر گلم.    تاریخ عکس:1392/09/07 ...
7 آذر 1392

بازی 53

بیست و نه ماهگی آوا: دختر گلم، من و بابا رو شرمنده کردی     اونقدر سرسره نخریدیم برات که بالاخره خودت دست به کار شدی و یه سرسره درست کردی    منم دور سرسره ات رو ایمن سازی کردم و حالا شده یه سرسره حسابی    تاریخ عکس ها: 1392/09/01 الان چند روزه که شما رو حسابی مشغول کرده و منو راحت   خسته هم نمی شی شکر خدا      ...
1 آذر 1392

صورت

"مامان، صورت کشیدم "     به جای چشم کشیدن، ماژیک رو فشار می دی روی کاغذ، در حدی که کاغذ سوراخ بشه   تاریخ عکس: 1392/08/30 ...
30 آبان 1392

نقاشی 4

بیست و نه ماهگی آوا: از وقتی می ری مهد، علاقه ات به نقاشی خیلی خیلی بیشتر شده    دائم در حال نقاشی کشیدنی     با مداد، ماژیک، پاستل ... روی کاغذ،کتاب،کابینت،یخچال ... حتی روی دست من و بابا و عروسک های بیچاره        نقاشی هایی که روی دیوار کشیدی   نقاشی مشترکمون  من نقطه زدم و شما خط کشیدی بارون کشیدی  اولین آدمی که کشیدی با دست و پا و صورت رعد و برق کشیدی   لوزی کشیدی   بازم بارون  این یکی رو فراموش کردم  و بالاخره ...
30 آبان 1392

اولین گزارش

این کیف خیلی قشنگ رو که خاله اعظم برات خریده و خیلی دوسش داری، با خودت می بری مهد. بهش می گی بورقاعه تاریخ عکس: 1392/07/02 چند روز پیش که از مهد برگشتی، برام تعریف کردی "مامان، نی نی کیف آوا رو برداشت. آوا گریه کرد ... خاله نیومد که ... آوا خودش کیف برداشت. از دست نی نی فرار کرد. رفت تاب بازی کرد. اسب سواری کرد. بعد بورقاعه خندید" ...
30 آبان 1392

بازی 52

بیست و نه ماهگی آوا: آدمک ناقص کشیدم  و ... اینطوری کاملش کردی بعد دوتا آدمک کنار هم کشیدم کامل و ناقص. برای آدمک چشم کشیدی و کاملش کردی اینجا براشون حلزون هم کشیدی تاریخ عکس ها : 1392/08/27 دوستت دارم دختر نازنینم   ...
27 آبان 1392