آواآوا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 2 روز سن داره

آوای دلنشین من

این روزها... 9

من می میرم برای اون لحظه هایی که اسباب بازی ات رو در اوج بازی کنار می گذاری، می آی سراغم و فقط چند دقیقه یا شاید چند ثانیه آغوشم تنها پناهگاهت می شه  ... برای همه این لحظه های پر تکرار این روزها خدا رو شکر می کنم. برای این که مادرم، برای این که مادر فرشته ای هستم به نام آوا...    ...
18 ارديبهشت 1392

بازی 14

بیست و سه ماهگی آوا : بازم  بازی و گل بازی، بازی محبوب خودم و خودت  ایندفعه گل رو خیلی شل آماده کردم. یه گل شل و آویزون که اصلا نیازی به زحمت کشیدن نداشته باشه   خییییییلی بیشتر از قبل بازی کردی و البته لذت بردی   کثیف کاری هم دو برابر بود اینم نتیجه هنرنمایی ات دختر گلم  ولی خوب تموم نشد که ... تصمیم گرفتی از پای مبارک هم کمک بگیری  و بالاخره پایان 41 دقیقه تلاش بی وقفه دختر هنرمندم ...  تاریخ کلیه عکس ها : 1392/02/14 زمان بازی : 41 دق...
14 ارديبهشت 1392

این روزها... 6

ساعت حدود 12.30 دقیقه نیمه شبه و مامان حسابی خسته است. باور کن خیلی با خودم کلنجار رفتم که صرفنظر کنم از نگارش این پست در این لحظه و این ساعت و برم بخوابم اما نشد که نشد. آخه خیلی هیجان زده ام  امشب حسابی مامان رو غافلگیر کردی. ... بساط چای پهن بود و من حسابی مشغول تفکر و تعمق در مورد موضوعی که فکر می کنم گفتنش خیلی خیلی خارج از موضوعه که اومدی کنارم و دیالوگ زیر بینمون رد و بدل شد _ لیوان چی می شه؟ (منظورت فنجان بود) - cup _ شیشه چی می شه؟ (منظورت جنس فنجان ها بود) - glass _ چای چی می شه؟ - tea _ ماست چی می شه؟ - yoghourt _ قاشق چی می شه؟ - spoon _ مکعب چی می شه؟ - cube _ دارو چی می شه؟ - dr...
27 فروردين 1392

یک سالگی

کوچولوی قشنگم سلام می دونم خیلی خیلی دیره ولی می خوام چند تا از عکسهای آتلیه مربوط به یک سالگیت رو برات بگذارم ...
22 فروردين 1392