آواآوا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 3 روز سن داره

آوای دلنشین من

بازی 35

بیست و شش ماهگی آوا: خیلی وقته که عادت دور ریختن رو گذاشتم کنار. همیشه دور ریزهای بی خطر رو برات جمع می کنم و تفکیک می کنم و می گذارم کنار. این یه موردشه کلی سرگرم می شی و بازی می کنی  دقیقا یادم نیست ولی اگر اشتباه نکنم مربوط می شد به بسته بندی یکی از لوازم جانبی کامپیوتر که برات جمع کردم و گذاشتمش کنار. یه بار شد کلاه و گذاشتی سر گربه ات. بعد شد رختخواب زرافه بعد پتوی زرافه بالاخره سرسره شد و رفتی سراغ بقیه ماجرا ... گل سر گذاشتی برای گربه ات بعد تصمیمت عوض شد و آقا گاوه رو سوار گربه کردی. کلاه گذاشتی روی سر آقا گاوه و بعد گل سر زدی ...
6 شهريور 1392

بازی 33

بیست و هفت ماهگی آوا: حکایت یه نقاشی دیگه در بیست و هفت ماهگی آوا  طبق معمول از قلم مو شروع شد و به دست و پا ختم  و بالاخره کار نهایی دختر گلم تاریخ عکس ها: 1392/06/12 زمان بازی: 10 دقیقه و بقیه نقاشی ها تاریخ عکس ها:1392/06/04 ...
4 شهريور 1392

بازی 31

بیست و شش ماهگی آوا: اینم یه بازی خیلی سرگرم کننده دیگه. کاغذهای رنگی رو روی یک فوم چسبوندم (می شه از فوم های رنگی استفاده کرد) و به اشکال مختلف برش زدم. هندسی و غیر هندسی. با این شکل های جورواجور کلی بازی کردیم. نقاشی کردیم و خیلی دوست داشتی طبق معمول ازم خواستی روی همه شون چشم و ابرو بکشم برات. از نی نی گرفته تا گربه و ... تاریخ عکس ها : 1392/05/20 اینم ایده بابای دانشمند و خیلی دوست داشتنی ات به عنوان پازل استفاده کردیم. چند شکل مختلف رو انتخاب کردم و روی یک کاغذ سفید گذاشتم و محیط شکل رو ترسیم کردم. بعد شکل ها رو از روی کاغذ برداشتم و ازت خواستم هر شکل رو سر جای خودش قرار بدی   ...
22 مرداد 1392