آواآوا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 5 روز سن داره

آوای دلنشین من

بازی 42

بیست و هفت ماهگی آوا: این روزها با هم ترکیب کار می کنیم. ترکیب شکل، رنگ و حجم. من شروع می کنم و کمی بعد شما هم دست به کار می شی. معمولا روی ترکیب من کار می کنی و کامل ترش می کنی گاهی اوقات هم برای خودت کار می کنی و طبق معمول شاهکار می شه دختر گلم ترکیب من : ترکیب آوا : داری ترکیب منو کامل می کنی بعد ادامه دادی و شد این... باز ترکیب های من : از وقتی دوربین به دست شدی، تقریبا همیشه لنز دوربین کثیفه و من معمولا دیر متوجه می شم و ترکیب های آوا : جالبه که اصرار داری همرنگ ها کنار هم باشن و شکل ها با هم جور شه تاریخ عکس ها: 1392/06/29 ...
29 شهريور 1392

این روزها... 40

حسابی مشغول شدیم. کیک می پزیم و می خوری و من لذت می برم.    کم کم دارم به ذائقه ات پی می برم  روزی n بار هم می یای آشپزخونه، می گی : " مامان، هم بزنم"  آخر سر مجبور می شم، یه چیزی بدم، هم بزنی و مشغول باشی  ...  کدبانو می شویم ...
29 شهريور 1392

بازی 41

بیست و هفت ماهگی آوا: این ماه همه بازیها و سرگرمی هات به این دو تا مورد خاص خلاصه می شد. پازل و کارت های تصویری. نمی دونم چرا ولی در کمال حیرت و ناباوری من، از این دو تا خسته نمی شدی و هنوز هم نمی شی بعد از موفقیتت در حل پازل یک تکه، در تکاپوی این بودم که برات پازل دو تکه بخرم که باز هم از قافله عقب موندم و ... دیدم داری این پازل چهار تکه رو می چینی تاریخ عکس ها : 1392/04/27 بعد، این پازل نمی دونم چند تکه توجهت رو جلب کرد و ... اصرار داشتی و من به ناچار قبول کردم. برای این که دلسرد نشی، پازل رو می چیدم و 5-6 تا جای خالی می گذاشتم و ازت می خواستم با تکه های باقیمانده، بقیه پازل رو بچینی. ...
27 شهريور 1392

اولین ایده

اینم اولین ایده زندگیت که به نظر من جالب بود. یه روز بعد از خوردن شیر عصرانه ات نی شیر رو درآوردی، با این توپ قرمز دادی دست بابا، بعد اشاره کردی به سوراخ توپ، گفتی :"بابا، اینو بچسبونیم اینجا، بشه بادکنک، ballon" بعد، یعنی به نظر شما فرق بادکنک و توپ اینه دختر گلم ؟؟؟؟ در هر صورت اوامر اجرا شد. اینم نتیجه اش تاریخ کلیه عکس ها: 1392/06/27 ...
27 شهريور 1392