یال
بابا: ... آقا اسبه یال داشت... آوا: بابا ، یال چیه؟؟؟ بابا: به موی اسب می گن یال. یال آقا اسبه خیلی قشنگ بود... آوا: خوب بابا، یال منم قشنگه * * * آوا: مامان، هر جا خونه خدا دیدی، به من بگو. من: چرا؟؟؟؟ آوا: خوب می خوام برم توش زندگی کنم. من توی خونه خدا زندگی می کنم. * * * آوا: مامان، من ناراحتم، چرا خوشحالم نمی کنی؟؟؟ من: چطوری خوشحالت کنم؟؟؟ آوا: یه خونه!! برام خونه درست کن با بالش ...
هشت پای جنگلی وحشتناک
قیچی زدی و رنگ زدی و چسب زدی و گفتی : "مامان، این یه هشت پای جنگلی وحشتناکه" تاریخ عکس: 1393/03/19 ...
این روزها... 84
اولین ژست
این هم یه تغییر مهم در آستانه سه سالگی. دیگه از دوربین فرار نمی کنی، جلوی دوربین ژست می گیری. برای اولین بار گفتی : "مامان من اینطوری می شینم، عکس بگیر." تاریخ عکس:1393/03/18 مناسبت این کلاه بافتنی توی گرمای تیر ماه هم اینه که باهاش آتشنشان می شی و همه جا آب می ریزی و آتیش خاموش می کنی و منو از آتیش نجات می دی و ... ...
مامان، آوا، بابا
از راست به چپ، نوشتی مامان، آوا، بابا اصرار داشتی کلمه آوا رو وسط مامان و بابا بنویسی تاریخ عکس:1393/03/18 ...
نقاشی 10
و سری دوم نقاشی های مهد تاریخ عکس ها:1393/03/17 ...
بازی 70
کلی کاغذ کادو داشتیم توی خونه، کاغذ کادوهای تاخورده بلااستفاده... تصویرها رو قیچی زدیم با هم و نشستیم به قصه گفتن من قصه می گفتم و تصویر انتخاب می کرد و می گذاشت روی صفحه، بی ربط یا با ربط برای خرسی ها خونه انتخاب کرد و گذاشت برای هر دو تاشون. بعد صندوق خرسی ها آتیش گرفت و آتیش انتخاب کرد از بین تصویرها اصرار داشت این حلزونه و باید همراه خرسی ها بره مسافرت قصه من که تمام شد، نشست به قصه گفتن. هم قصه می گفت و هم تصویر انتخاب می کرد. یکی بود، یکی نبود. یه خورشید خانم بود، توی آسمون بود. بعد دو تا ابر کوچولو اومد، اومد روی خورشید خانم... بعد باران اومد، زیاد بود باران .....
بازی 69
فرفره درست کردیم از نوع نسبتا مقاومش ماسک درست کردیم باز از نوع نسبتا مقاومش دفعه اول با یه لایه فوم درستش کردم. داد و بیدادت به هوا بلند بود که خراب شد، دوباره خراب شد ... من هم دائم در حال وصله کردن... که دیدم اینطوری نمی شه. دو لایه اش کردم و مشکل حل شد. اگه بخوای هم نمی تونی پاره اش کنی حالا لایه اول یه مقوای چسب پهن خورده خیلی مقاوم... و لایه دوم، فوم گلسازی، برای قشنگ تر شدن و جذاب تر شدنش. بین این دو لایه طلق رنگی گذاشتم که کاربردی تر باشه و شبیه عینک و بالاخره پانچ و کش و ... نتیجه کار... اومدم بگم ماسک batman که زبونمو گاز گرفتم و گفتم ماسک خفاشی اونقدر خوشحال شدی که انگیزه پیدا کردم برای ساخت ماسک های...









