برای نخواستنم دلیل داشتم و حالا برای این همه خواستنت، هیچ دلیلی نمی بینم.

نوشته شده در پنجشنبه 15 خرداد 1393ساعت 7:24 توسط مریم


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در 5 بهمن 1393ساعت 16:14 توسط مریم |

دوستان عزیز وبلاگی، از این به بعد مطالب وبلاگ رمزدار می شه. اگر تمایل به دریافت رمز دارید، لطفا در قسمت نظرات اعلام کنید و رمز دریافت کنید.

نوشته شده در شنبه 4 بهمن 1393ساعت 7:05 توسط مریم |

یادم می یاد مدرسه که می رفتم، آشنای غریبه ای بود که آزارم می داد. گاه و بیگاه آزارم می داد و من نمی دونستم باید چیکار کنم. یه روز که خیلی ناراحت بودم. خیلی رنجیده بودم. نشستم سر سجاده... نتونستم... نتونستم آرزوی بدی بکنم. پس دعا کردم. از خدا خواستم براش بهترین ها رو رقم بزنه. از خدا خواستم اونقدر حال خوبی داشته باشه که به فکر بد کردن حال من یا هر کس دیگه ای نیفته و بعد... معجزه ای بزرگ اتفاق افتاد. هنوز هم از یادآوریش خوشحال می شم چون خدا رو احساس می کنم با تمام وجود.

پس آشنای غریبه این روزها!!! برات بهترین ها رو آرزو می کنم...

نوشته شده در شنبه 4 بهمن 1393ساعت 6:22 توسط مریم |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در پنجشنبه 2 بهمن 1393ساعت 20:26 توسط مریم |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در چهارشنبه 24 دی 1393ساعت 11:40 توسط مریم |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه 23 دی 1393ساعت 17:07 توسط مریم |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه 23 دی 1393ساعت 16:38 توسط مریم |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در شنبه 20 دی 1393ساعت 0:08 توسط مریم |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه 16 دی 1393ساعت 15:00 توسط مریم |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در شنبه 13 دی 1393ساعت 18:19 توسط مریم |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 44 صفحه بعد