این روزها... 72
برات کاغذ گذاشته بودم و رنگ و قلم مو، که نقاشی کنی کاغذی در کار نبود، روی میز نقاشی کردی به روش خودت تاریخ عکس ها: 1393/01/21 ...
چگونه معلم کودکان خود باشیم
یکی از بهترین کتابهایی که اخیرا مطالعه کردم. برای معرفی بیشتر کتاب به اینجا مراجعه کنید. ...
این مهمه
- داری قصه تعریف می کنی آوا: یکی بود، یکی نبود. یه موش کوچولو بود که خیللللللللی بزرگ بود... من و بابا: آوا: نخندین - داد و بیدادت به هوا بلند شده ... من: آوا، داد زدن کار خوبی نیست. آوا: نه مامان! این مهم نیست. می خوان خوراکی منو بخورن. این مهمه. ...
درخت روی چمن
این یه "درخت روی چمن" هست به بیان شیوای آوا تاریخ عکس: 1393/01/16 ...
اولین شهر بازی
نمی دونم بابای خیلی شجاعی داری یا من خیلی ترسو هستم. خلاصه این که این تفاوت بین من و بابا اولین بار که رفتیم شهر بازی، نمود پیدا کرد. داشتم دنبال یه وسیله بازی مناسب می گشتم که چشمت افتاد به چرخ و فلک. اصرار و اصرار و اصرار که سوار چرخ و فلک بشی و من فکر نمی کردم مناسب سنت باشه. به نظرم برای بچه های 4_5 سال به بالا مناسب بود.هنوز داشتم فکر می کردم چطوری این غائله رو ختم کنم که بابا گفت: "اشکالی نداره. اگه دوست داری سوار شو." بعد کمربند ایمنی رو چک کرد و گفت: " مشکلی پیش نمی یاد." خلاصه این که برای اولین بار سوار چرخ و فلک شدی بر خلاف میل من. اولش کلی خوشحال و سرحال بودی و همه جا رو دید می زدی. بعد که چرخ و فلک رفت بالا...






