آواآوا، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 29 روز سن داره

آوای دلنشین من

جناب قلدر خانم

1392/4/24 16:25
نویسنده : مریم
278 بازدید
اشتراک گذاری

این روزها خیلی قلدر شدی.ابروابرو صدات رو کلفت می کنی. ابروهات رو تو هم گره می کنی و خودم، خودم می کنی.قلب معمولا مکالمه ات با یه نه کشیده شروع می شه و بعد ادامه می دی " خودم می رم، خودم می خونم. خودم می خورم، خودم می یارم و ..."  می گن اقتضای سن دو ساله هاست و طبیعی. در هر صورت، من که ناراضی نیستم. برعکس کلی لذت می برم. به نظرم خیلییییی بامزه می شی. گاهی اوقات هم که می بینم حسابی حس گرفتی و داری لذت می بری از قدرت نمایی کردنت.ابرو زل می زنم بهت و می خندمنیشخند نمی دونم چرا و به چه علت! ولی معمولا اخمت از هم باز می شه و در جوابم لبخند می زنی و اوضاع دوباره بر وفق مراد می شهبغل به نظرم خیلی دوست داشتنی تر شدی عسلم ماچ 

دیروز از اتاقت یه کتاب آوردی، می خواستی بدی دستم که ...

گفتم: "می خوای برات بخونمش؟"

سریع کتاب رو کشیدی طرف خودت و گفتی:"نه! خودم می خونم"

ذوق زده گفتم: چه خوب! آوا برای مامان کتاب می خونه"

اخم کردی و با صدای بلند جواب دادی: "نه!! خودم برای خودم کتاب می خونم"قهقهه

یا همین امروز صبح، دیدم نشستی و داری شصت پات رو نگاه می کنی.

گفتم:"آوا جان چیزی شده؟"

جواب دادی:"نه! دارم دقت می کنم، نگاه می کنم، ببینم چی شدهابروابروابرو

یه کم مکث کردم و گفتم:"آوا، به نظرم، یه کم پوسته پوسته شده"

اخم کردی و گفتی:"نه!! آخ شده. خییییییییلی خطرناکه؟!! مامان مریم پماد بزن"خنده

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

صدیقه
27 تیر 92 2:30
کلی خندیدم با این جمله
خودم برای خودم کتاب می خونم.
خیلی با نمک شده دخترتونا


واقعا !!!