آواآوا، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 29 روز سن داره

آوای دلنشین من

شنل قرمزی

1392/2/21 0:15
نویسنده : مریم
309 بازدید
اشتراک گذاری

الان یک هفته هست یا شاید بیشتر که دارم هر روز و هر شب دست کم دو سه بار قصه "شنل قرمزی" رو برات تعریف می کنم.گریه دیگه حفظش شدی. وسط قصه خودت شروع می کنی به تعریف کردن و ...بغل امروز ظهر موقع خواب نیمروزی ات باز گفتی "قصه بگم" (منظورت اینه که قصه بگو. آخه هنوز فعل ها رو اشتباه می گیمژه) بعد این گفتگو بینمون رد و بدل شد.

مامان : یکی بود یکی نبود. یه دختر کوچولوی مو فرفری خیلی قشنگ بود. اسمش بود آوا ...

آوا : شنل قرمزیلبخند

مامان : اسمش بود آوا ...

آوا : شنننننل قرمزززززیخنثی

مامان : اسمش بود آوا ...

آوا : شننننننننل قرمززززززززززززی عصبانی(یعنی من مردم و زنده شدم برای اون اخم قشنگت.قلب آخه اولین اخم زندگیت بود عززززززززززززیز دلمبغل)

مامان : اسمش بود شنل قرمزیابرو

آوا : نیشخندنیشخندنیشخند

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان فتانه
21 اردیبهشت 92 12:58
ایلین هم بیچاره کرد مارو با غقصه خوندن شنل قرمزی هم میخونه


درک می کنم. خییییییییییلی سخته. خدا براتون حفظش کنه