آواآوا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 1 روز سن داره

آوای دلنشین من

هدیه

1392/11/8 16:07
نویسنده : مریم
691 بازدید
اشتراک گذاری

به خاله سعیده (خاله مهدت) زنگ زدم و کلی صحبت کردیم. گفت، همه چی خوبه و عالی. فقط انگار با یکی از بچه های مهد مشکل داری. اسمش میثمه. وقتی خاله مهدت اسمشو گفت، دیدم دائم تو خونه ازش اسم می بری :"میثم، این کارو نکن، مگه نگفتم کار بدی ایه ..." بعد فکر کردم در جهت بهبود رابطه اتون یه فکری بکنم.ابرو کتاب خوندیم و حرف زدیم. "فرانکلین و روز دوستی" بعد مثل فرانکلین هدیه درست کردیم برای بچه ها و دوستهای مهدت. کلی خوشحال شدی و ذوق کردی (آخه عاشق هدیه ایی) بعد همه هدیه ها رو جمع کردی و گذاشتی توی بسته و گفتی :"مامان، بریم مهد. من هدیه هام رو بدم به دوستانم" ماچ ماچ قرار شد صبح زود بریم مهد و هدیه بدی. می خواستم زنگ بزنم، با خاله سعیده هماهنگ کنم. اما بعد منصرف شدم. تصمیم گرفتم بذارم به عهده خودت. کلی ذوق داشتی برای هدیه دادن. شب موقع خواب هم هدیه ها رو بغل گرفتی و خوابیدی که "مامان، هدیه هام گم نشه، خراب نشه مثل فرانکلین" تعجب صبح زود هم گذاشتی کیف و رفتی مهد.

ظهر، موقع برگشتن از مهد...

من :"آوا، هدیه ها رو دادی به دوست های خوبت، خوشحال شدن"

آوا :"نه!!!!!!"

من: "چرا؟؟؟؟؟؟؟؟"

آوا :"هدیه ها مال خودمه" ابرو ابرو

قلبقلبقلبقلبقلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

پریسا مامان کیان
8 بهمن 92 16:33
سلااااااااام. خوبین؟ مهدکودک هر بدی ای که داشته باشه خیلی تو رشد اجتماعی بچه ها موثره. جدیدا دارم کلی بچه کوچولو میبینم که اصلا دوست ندارن وسایل بازیشونو با کسی شریک بشن . علت چیه؟؟؟؟؟؟؟/ مامانی کار شما خیلی قشنگ بود. آوا جونم خیلی خوش به حالشه که اینقدر مادر فهمیده ای داره.
مریم
پاسخ
شما لطف دارین مامانی. آره، آوا هم حس مالکیت داره شدید
خاله صدیقه
8 بهمن 92 18:12
واای خدا. خیلی با حال بود.
مریم
پاسخ
عسل بانو
10 بهمن 92 18:04
چقدرم نازه خداحفظش کنه واسه منم دعا کن مرسی
مریم
پاسخ
حتما اللهم صل علی محمد و آل محمد
فهيمه
11 بهمن 92 1:15
سلام مريم جون ,فكر بكري بود.آفرين.
مریم
پاسخ
مامان مهرناز
12 بهمن 92 1:37
قربونت خاله که اینقدر شیرینی
مریم
پاسخ
ممنون